Tuesday, February 26, 2008

Nobody cares about me!


Nobody is allowed to smoke in the forbidden area
Nobody can solve all the problems
Nobody knows everything
Nobody knows my hand

Nobody can stop me
Nobody always wins
Nobody can do anything

Nobody is God,
God is Nobody!

Thursday, January 17, 2008

Commercial Drive


در جایی که روزش تاریک است و شبها خورشید را در وسط آسمان می توان یافت
«مسیر بازرگانی» خیابانی است سراسر کافه های رنگارنگ
تعبیر رنگ، قهوه ای و زرد است
موسیقی قهوه ای است
و صدای ضرب آفریقایی زرد
بوی عودِ سرخ پوستی دلنشین می شود
و آواز مکزیکی از صدای بلندگوهای پِرویی، راه رفتن را آهنگین می کند
.
«مسیر بازرگانی» خیابانی است که تو را با موسیقی عربی به صندلی می بندند
تنها جایی که کتابها خواندنی، و فیلم ها دیدنی است
و سفیدی صورت اسکیموها چشم را آزار نمی دهد
جایی که مو زردها قلیان می کشند و عربها فارسی صحبت می کنند
و جایی که گدایی دریاچه ی قو را با چند سنت به تو هدیه می کند!ه
.
«مسیر بازرگانی» دیدنی است!ه

Sunday, October 28, 2007

Pacific Fish


جایی که هوایی نیست می توانی فریاد بزنی
با تمام وجود
صدایت را نمی شنوند
لغتهایت را آزادانه انتخاب کن
ماهی اقیانوس آرام!ه

Wednesday, October 10, 2007

Canadian Flowers


گلی که خریدم بنفش است
گلی که خریدم صورتی ست
گلی که خریدم زرد است
گلی که خریدم آبی ست
گلی که خریدم سبز است
.
2.59 دلار
+ 29 سنت مالیات
+ 4.99 دلار عوارض آلودگی هوا و لذت از زندگی
+ 49 سنت عوارض سرطان بیماران تنفسی
+ 0.99 دلار سنگ قبر بیماران قلبی
+ 19 سنت کمک به کودکان خیابانی
+ 99 سنت کرایه ی حمل و نقل الاق کانادایی
+ 2.25 دلار اتوبوس
+ 1.01 ساعت قدم زدن روی آسفالت سرد خیس
+ ... ه
و انتظار روزی که پژمرده اش را به رفتگر محله هدیه بدهم

Saturday, October 06, 2007

Fog, Forest, Weed


مه هست پس ابر هست
ابر هست پس باران هست
باران هست پس درخت هست
درخت هست پس جنگل هست
جنگل هست پس خرس هست
خرس هست پس علف هست
علف هست پس ...
.
.
.
نه نشد؛ از اول!ه

Friday, September 28, 2007

ZOOoom


یه دوست کانادایی دارم که هر ماه یه غذا می خوره
غذای ماه شهریور ماکارونی بود؛ مهر رو با گوشت و گردو و موز شروع کرد
معروفه به ورزشکار! همیشه یا از ورزش میاد یا داره میره ورزش
قابلیت اینو داره که 2 روز یه ریز باهاش حرف بزنی و از فرهنگ و قوانین کانادا برات بگه

یه دوست ایتالیایی دارم که کلاً با روغن مشکل داره
سوسیس رو در 1 دقیقه توی یک تابه بدون روغن سرخ می کنه و با لذت می خوره
نگران نباشید؛ هیچ میکروبی نمی تونه توی بدن اون رشد کنه
از داخل کلاً با الکل ضد عفونی میشه
معروفه به **مغز! کلاً از هفت دولت آزاده
اگه ایتالیایی نبود حتماً شیرازی می شد

یه دوست فرانسوی دارم که به خاطر رعایت قوانین ممکنه دو روز منتظر عبور از یک چهارراه بمونه
از سیب و خیار سبز، تا گلابی رو می پزه و با شکلات و خامه تزیین می کنه
در بی مزه پچتن غذا تبحر ویژه ای داره
اما استاد جلوه های بصری در آشپزیه
معروفه به روشن فکر! اون اوایل که مودب بود اینو بهش می گفتیم
الآن دیگه فکرش تاریکِ تاریکه

یه دوست مصری دارم که
...

یه دوست هنگ کنگی دارم که
...

یه دوست امریکایی دارم که
...

عجب باغ وحشیه
!!!

Sunday, September 16, 2007

Blanket of Fog


آسمان ابریست
ابری بسیار نزدیک
آنقدر نزدیک که می توانی با صورتت لمسش کنی

هوا بارانیست
بارانی بسیار آرام
آنقدر آرام که ضربه ی دانه هایش را حتی گلبرگها حس نمی کنند

زمین خیس است
خیس به خیسی آب
آنقدر خیس که در لحظه ای زیر پایتان جنگلی انبوه سبز شود

.

در ادبیات طبیعت ابری و بارانی و خیس نشانه ی زندگیست
و ما هر سه را غمناک می شماریم

آسمان دلم ابریست
چشمانم بارانیست
گونه هایم خیس است

و این هر سه، زندگی را نوید می دهند